“Nowhere is too far!”
(The ethic of “Tamasha”)

Finding oneself in humane colony, seeing the world through cement or stone walls, induce this feeling that one is living “somewhere” other than nature. This cognitive mistake has turned into an obvious illusion: perception of nature as “the other”. Self/other, near/far are the examples of human binary mentality overflowing to his experience of life; though in fact the existent and existence are one and there is no way out.
The socialized mottos of civil engineering such as “our city, our home” also reduce the prospects of citizens into limited borders of their cities or towns and inhibit one from understanding the integration of the universe and the relation of its cogwheels as a unique mechanism. It is necessary to understand this point that human exclusion from “food chain” does not mean the exclusion from “biosphere”. Disease and death of aquatic and non-aquatic creatures mean the disease and death for human as well. This catastrophe is the result of that binary mentality of human/nature that we have discussed before and of course unawareness of the bubble that we human beings are a part of…

Performer’s story:

For years I have the phobia of “crowdedness” and “trash”. At nights I used to crumple in car seat while passing the streets to avoid the scenery of garbage in our developing cities which caused me nocturnal anxiety. The scenery would give me the feeling of suffocation and inability and I could not do anything about it. My skin disease and hormonal imbalance were also the result of plastic usage according to the follow up we have done; some simple reasons like drinking water out of plastic bottles, etc.
Now, I as someone with phobia of garbage was in the middle of a masochistic experience in which I had to gather wastes and hang them on my clothe with my friends help and with my very own hands! My motto was that those plastics won’t go far; “nowhere is too far!” Even the farthest place for throwing them will lead back to our bodies and our health…
This experience, was like sitting in the geographic center of my phobia; it was like watching the vomiting of others while putting all those disgusting things on a clothes line to show them; and at the same time imagining all those poisoning foods that are the products of those farmlands and waters full of garbage; that we swallow everyday and get sicker everyday…
With a clothe, full of plastic garbage I walked in a road; and I felt good for what I have had done for my fears. I felt good for staring at what I always have turned my head away from.

About the performance:

“Nowhere is too far” was performed during two days. Due to circumstances (weather, equipments, light limitations, etc.) it was recorded in the first day (Feb. 17th– 2017). The second day it was performed as “the ethic of “Tamasha” 21×21″. 

The first day: The performer comes out of a deserted garden in a hazmat suit with a basket. She tries to gather the plastic wastes in farm lands. She puts a string between two electricity poles and hangs the plastics like wet clothes. The agenda behind such action is to let random passengers -probably the same ones who abandon their wastes in nature- see what we have done to earth-ourselves for just a few seconds. The performer crosses different roads and gathers more and more plastics hanging them to her clothe. When she arrives the city she is fully covered with plastic wastes. 

The second day: The performer walks along a road to Semnan for 21 km. -21 km for we are living in 21st century; 21×21) as “the ethic of Tamasha”* and gathers plastic wastes in nature and farmlands hanging them to her clothe. The audience for this performance are random passengers as before (who face the consequence of their actions for just a few seconds), and performer’s Instagram followers using the live section of Instagram during the whole performance. 

“هیچ جایی دور نیست

(آیین تماشا)

یافتن “خود” در کلونی انسانی و چشم باز کردن در دلِ دیوارهای سنگی و سیمانی، به آدمی‌زاد القا می‌کند که در “جایی” خارج از طبیعت زندگی می‌کند. این اشتباهِ شناختی به یک توهم بدیهی شده انجامیده است: درک طبیعت به مثابه ی “دیگری”. خود/دیگری، نزدیک/دور، سرریزِ واژگانِ ذهنِ دوپندار بشری به تجربه ی زیستی اوست حال آنکه “هستنده” و “هستی” یکی است و جایی “بیرون” از او وجود ندارد.

گزاره‌های نهادینه شده‌ی مهندسیِ شهری نیز، همچون “شهرما، خانه ما”، وسعتِ دیدِ “شهربندان” را به افق‌های محدودِ شهر تقلیل داده است و او را از درکِ یکپارچگیِ هستی و ارتباط چرخ دنده‌های این مکانیسم عاجز کرده است، درک اینکه خارج شدنِ انسان از “زنجیره‌ی غذایی” به معنای خارج شدن از “زیست ـ کُره” نیست. بیماری و مرگِ حیواناتِ آبزی و غیرآبزی، همان بیماری و مرگ انسان است و ثمره‌ی نگاه دوبُنیِ انسان/طبیعت و ناهوشیاری ما نسبت به حبابی که بخشی از آنیم…

روایت پرفورمر

سال‌ها دچار فوبیای “شلوغی” و “زباله” بودم، آخر شب‌ها در صندلیِ ماشین فرو می‌رفتم تا منظره‌ی انبوهِ زباله‌های انباشته در گوشه‌و‌کنار شهرهای رو به رشدی را که در آن زندگی می‌کردم مرا بیشتر دچار اضطراب‌های شبانه نکند؛ احساس خفگی و ناتوانی در برابر چیزی که می‌دیدم و نمی‌توانستم کاری برایش بکنم. بیماری پوستی و اختلالِ هورمونی‌ای که با پیگیری دلیل آنها بازهم به مصرف پلاستیک رسیده بودم؛ دلیل ساده‌ای مثل نوشیدن آب‌معدنی از بطری‌های پلاستیکی…

منِ زباله‌هراس، اکنون در دلِ تجربه‌ی خودآزارانه‌ای قرار گرفته بودم که آنها را با دستِ خودم و با کمک دوستانم به لباسم می‌چسباندم تا بگویم که پلاستیک‌ها جای دوری نمی‌روند؛ “هیچ جایی دور نیست”! “دورترین”! آنها هم به سمت سلامت و بدن ما بازمی‌گردند..

این تجربه، نشستن در مرکز جغرافیای فوبیای من بود، تماشای میل به استفراغِ دیگران، وقتی آن همه کثافت را روی بندِ رختی، به رخ می‌کشی و تمام غذاهای مسمومی را تصور می‌کنی که با وجود این زباله‌ها در آب و زمینِ زراعی، می‌بلعیم و هر روز بیمارتر می‌شویم.

با لباسی، انباشته از زباله‌‌های پلاستیکی‌ در جاده‌ای به راه افتادم و حالِ خوشی را تجربه می‌کردم از کاری که برای ترس‌هایم کرده بودم؛ حالِ خوشی ناشی از خیره شدن به چیزی که همیشه از آن رو بر‌گردانده بودم.

درباره پرفورمنس

پرفورمنس “هیچ جایی دور نیست” در دو روز اجرا شد. به اقتضای شرایط ضبط ویدئو (آب و هوا، امکانات و نور و…) روز اول (28 بهمن 1395) به تهیه “ویدئو پرفورمنس” اختصاص یافت و روز دوم به اجرای پرفورمنس ” آیین تماشا 21×21″ در این اجرا، پرفورمر با لباسی یکدست و ماسک تنفسی(Hazmat suit) همراه با زنبیلی حصیری از باغی خشک بیرون می آید و پلاستیک های رها شده در زمین های کشاورزی اطراف را جمع آوری می کند و در همان مکان، بندی را بین دو تیر برق می بندد و پلاستیک ها را مانند پهن کردن رخت بر روی بند لباس، با گیره فلزی آویزان می کند تا این پلاستیک ها از سطح زمین به جایی در معرض دید مخاطبان و مسافران جاده ای قرار بگیرد. مخاطبین ـ مسافرین جاده ای ـ که تعداد کثیری از آنان زباله های خود را در جاده رها می کنند در هنگام عبور، تنها چند ثانیه با این اینستالیشن و آنچه با زمین – خود کرده ایم مواجه می شوند. سپس پرفورمر از چند مسیر دیگر می گذرد تا به شهر برسد در طی این مسیر بر تعداد پلاستیک های الصاقی به لباس پرفورمر افزوده می شود تا جایی که دیگر در نزدیکی شهر به تمامی، بدن او درمیان این پلاستیک ها محو می شود.

روز دوم : پرفورمر مسافت 21 کلیومتری را در قرن 21 (21×21) تا شهر سمنان در حاشیه جاده بین شهری به مثابه “آیین تماشا”* طی می کند و در مسیر جاده بین شهری، پلاستیک های مانده در طبیعت – زمین های کشاورزی را به خود الصاق می کند. مخاطبین این پرفورمنس، مسافرین بین جاده ای (که تنها چند ثانیه با رفتار خود روبرو می شدند) و فالورهای اینستاگرامی پرفورمر را شامل می شدند بدین صورت که در تمامی مسیر، این رخداد به صورت زنده و همزمان در اینستاگرام پرفورمر برای مخاطبان اش پخش شد

واژه “تماشا” مأخوذ از “مشی” یا همان “راه”  است از این رو “تماشا” به اصل لغت “با یکدیگر پیاده رفتن” است که در بسیاری از فرهنگ های دینی این طی مسیر برای رهایی از آلودگی های ذهنی و روحی به پیروان شان پیشنهاد شده است. ((همچون پیاده روی کاتولیک های مسیحی در کاستاریکا به سمت معبد مقدس، یا پیاده روی شیعیان در اربیعین از نجف تا کربلا،(+) یا ده ها هزار نفر از مسیحیان ارتودوکس روسیه که مسیرهای طولانی بین دو کلیسا یا صومعه را طی می کنند همچون دسته مذهبی وِلیکارِتسکی  (Velikoretskiy) مسیری ۱۵۰ کیلومتری (مسیر رفت و برگشت بین دو شهر)(+) را ظرف مدت یک هفته پیاده روی می کنند. یا زائران انگلیسی که پیاده به کانتربوری سفر می‌کردند و یا تبتی‌ها که زیارت شان را با حرکت دورانی به دور کالائیس و پوتالا انجام می‌دهند و یا سفرهای سرخپوستان آمریکا برای کسب بصیرت و بینش و یا راه رفتن خاص حاجیان مسلمان در صفا و مروه و در سفر حج (+) … البته آیین تماشا به جغرافیای معنویت و ادیان محدود نماند، به عنوان مثال گاندی در اعتراض های مدنی در قالب مقاومت بدون خشونت برای کسب استقلال هند در رژه نمک (+) از همین آیین سود جست و یا شوشانا رابرتس (+) با پیاده روی 10 ساعته (+) در شهر نیویورک برای نشان دادن خشونت های کلامی علیه زنان در آمریکا از آن سود جست (+) و یا کامران هاشمی نجفی (+) که فاصله 3 هزار کیلومتری از خلیج فارس تا گرگان را برای جلب حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست پیمود…

photo by : Bizhan Arabi

 

گزارش ها

ورود سالانه ی 213 میلیون کیلوگرم فتالات موجود در پلاستیک ها (افزودنی موجود در پلاستیک برای شفافیت و انعطاف پذیری آن که به سادگی از آن جدا می شود) به آب، هوا و خاک که از طریق پوست، بلعیدن و تنفس وارد بدنمان می شود مسبب اصلی اختلالات هورمنی، سرطان ها و نارسایی های هنگام تولد برای کودکان است… فتالات ها به وفور در انواع شیشه های پلاستیکی آب و نوشابه و دوغ و.. اسباب بازی های کودکان و ظروف غذا و لوازم آرایشی موجود است.

استفاده ناهوشیارانه ما از پلاستیک و عدم توجه به بازیافت آن (تنها حدود 5 درصد از پلاستیک ها در جهان بازیافت می شوند) علاوه بر آسیب های که به سلامت ما می زند، موجب مرگ و میر و انقراض نسلِ حیوانات آبزی و غیرآبزی، و بجا گذاشتن میراثی بیمار و آلوده برای نسل های آینده بشر است.

طبق آمارهای اعلام شده توسط منابع رسمی، ایران جزو ۱۰ کشور اول مصرف‌کننده مواد پلاستیکی در دنیا است. براساس آمار موجود، میزان پلاستیک تولیدی در ایران بیش از ۱۷ هزار تن در سال تخمین زده شده است که این رقم معادل ۵۰۰ تن در روز است.

طبق آمارهای ارائه شده هر خانواده ایرانی به‌طور متوسط روزانه 3 پلاستیک وارد چرخه محیط زیست می‌کند. با احتساب 24 میلیون خانوار ایرانی روزانه 72 میلیون پلاستیک و سالانه بیش از 26 میلیارد پلاستیک را ما ایرانیان (#فرهنگ_مصرف_ایرانی) وارد چرخه محیط زیست مان می کنیم. این رقم نجومی با توجه به زمان 300 تا 1000 ساله تجزیه‌ی انواع پلاستیک بسیار وحشتناک است. حال فرض کنید اگر هر خانواده ایرانی خود را موظف کند تا با استفاده از کیسه های خرید پارچه ای یا کیسه های قابل بازیافت، حداقل روزانه 1 پلاستیک کمتر مصرف کند، آنگاه روزانه 24 میلیون پلاستیک و سالانه حدود 10 میلیارد کیسه پلاستیک کمتر وارد محیط زیستمان خواهیم کرد

تعداد مصرف پلاستیک در ایران

تعداد مصرف پلاستیک در ایران

حال جدا از انواع پلاستیک ها در وسایل آرایشی و بهداشتی! و حمل و نقل و بسته بندی های غذایی و… استفاده بی رویه از پلاستیک برای خریدهای روزانه مان از سوپرمارکت ها، فروشگاه های زنجیره ای و میوه فروشی ها و …. به شکل وحشتناکی سرعت افزایش بی رویه پلاستیک را در ایران موجب شده است که تنها با به همراه داشتن کیسه خرید متناسب در خریدهایمان و همزمان با آگاهی دادن به دیگران برای استفاده از کیسه های خرید پارچه ای به سادگی جدای از اراده و تصمیم مسئولان این مشکل را به حداقل برسانیم.

رویکردهای جهانی به مساله بحران پلاستیک

طبق محاسبات اخیر کارشناسان، سالانه حدود یک تریلیون تن کیسه پلاستیکی وارد چرخه ضایعات می‌شوند و این رقم بالای تولید مواد پلاستیکی از جنبه‌های مختلف برای زمین مشکل‌ساز است.

بسیاری از کشورهای توسعه یافته و یا کمتر توسعه یافته هوشمند همانند ایتالیا، فرانسه، سوئیس، آلمان، انگلیس، هلند، ایرلند، بلژیک، چین، هند، هنگ کنگ، بنگلادش، روآندا، اریتره و سومالی، بوتان، استفاده از کیسه‌های پلاستیکی را یا بطور کلی ممنوع کرده‌ اند یا برای فروشندگان کیسه‌های پلاستیکی مالیات بر آلودگی محیط زیست وضع کرده اند و یا کیسه های قابل بازیافت یا کیسه های پارچه ای را در نظر گرفته اند. شهرهایی که در این زمینه موفق بوده اند شامل “مکزیکوسیتی”، “کارولینای شمالی” و “پورتلند” در آمریکا و همچنین “دهلی نو”،‌ “بمبئی”، “کاروار”،‌ “تیرومالا”، “واسکو”،‌ “راجستان” و “رانگون” در هند و شهر “سیدنی” و ۱۲ شهر دیگر در استرالیا هستند. (سایت خبری محیط زیست و حیات وحش ایران)

توجه به حل این مساله در کشورها و شهرهای نامبرده نشان از هوش و آگاهی و وجود اراده مسئولان و مردمان آن سرزمین دارد آیا با توجه به اینکه ایران جزو 10 کشور پرمصرف پلاستیک در جهان است وقت آن نرسیده تا ما و مسئولان امر اولین قدم را با این آمار و ارقام وحشتاک در کشور برداریم؟!!

ویدئویی برای آگاهی کودکان مان (کودکانمان را هوشیار تربیت کنیم)

 


 

پیشنهاد می کنیم این برنامه های علمی (TED) را برای اطلاعات بیشتر از این بحران و راه حل های آن که همه ی ما سهمی در ایجاد آن داریم ببنید (تمامی این ویدئوها زیرنویس فارسی دارند)

Turning powerful stats into art

Two young scientists break down plastics with bacteria

We can recycle plastic

Seas of plastic

Tough truths about plastic pollution

Are mushrooms the new plastic?

تماشای این ویدئوهای کوتاه را برای درک بصری بیشتر از این بحران پیشنهاد می کنیم.

How We Can Keep Plastics Out of Our Ocean | National Geographic

Report: How plastic in the Ocean impacts your health | #OceanRescue


Special Report: A Plastic Tide | #OceanRescue

Midway, a plastic island

Whale killed by plastic

در سال 1839 گودیر ولکانش لاستیک را ابداع کرد که از آن به عنوان آغاز عصر پلاستیک سخن می گویند پلاستیک ها بین 300 تا 1000 سال در طبیعت باقی می مانند. شماره انداز زیر به صورت سمبلیک از تاریخ تولید اولین پلاستیک تولید شده در 1839 تا 1000 سال بعد که آن پلاستیک تجزیه می شود را نشان می دهد (زمان باقی مانده تا تجزیه اولین پلاستیک)

 ــــــــــــــــــــــــــــــــ

A collaboration by:  Kian Kiani And Havas Hemmati

Produced by : non-art And Faranak Moradi

Performer : Havas Hemmati

Cameraman, editor,Music :  Ali Ettehad

Consultants : Ali Ettehad, Bizhan Arabi

Thanks For All Your Support :

Zakaria qaemi, Arash Moaddel Haghighi, Ali Hemmati, Mohsen Rameh, Azadeh Salehian, Ali Najmodin , Semnan Young Cinema Society

26
Apr
2017

Disqus

Leave a Reply

Your email address will not be published.
*

three × 3 =